پنجشنبه - ۱۳۹۷/۰۴/۲۸

جهانگرد و مرد عابد

جهانگردی به دهکده ای رفت تا عارفی را ملاقات کند ، و قتی نزد عارف رفت دید که در اتاق ساده زندچی میکند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از میز و چوکی دیگر چیز دیده نمیشد ، جهانگرد پرسید: لوازم منزل شما کجاست؟ عارف گفت: از تو کجاست؟
جهانگرد گفت: من اینجا مسافر ام.
عارف گفت: من هم مسافرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوال امنیتی: