دوشنبه - ۱۳۹۷/۰۲/۰۳

داستان

مرد زاهد و روزی خداوند

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند… بعد از ۷۰ سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای …

Read More »

جهانگرد و مرد عابد

جهانگردی به دهکده ای رفت تا عارفی را ملاقات کند ، و قتی نزد عارف رفت دید که در اتاق ساده زندچی میکند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از میز و چوکی دیگر چیز دیده نمیشد ، جهانگرد پرسید: لوازم منزل شما کجاست؟ عارف گفت: از تو کجاست؟ جهانگرد گفت: من اینجا مسافر ام. عارف گفت: من هم …

Read More »

توضیح حدیث الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر

گاهی با برداشت های اشتباهی از بعضی احادیث مواجهه میشویم یکی از این احادیث الدنیا سجن المومن است که برخی به اشتباه از آن برداشت می کنند که باید هرکس مومن است در این دنیا در سختی و عذاب و فقر باشد و هرکس بی دین است غرق ثروت و راحتی و لذت … این حدیث چندین بعد دارد اما …

Read More »

درک گرسنگی

از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود سؤال از این قرار بود: نظر خودتان را راجع به کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟ و جالب اینکه کسی جوابی نداد چون: در آفریقا کسی نمی دانست ‘غذا’ یعنی چه؟ در آسیا کسی نمی دانست ‘نظر’ یعنی چه؟ در اروپای شرقی کسی نمی دانست ‘صادقانه’ یعنی …

Read More »

سختی ها در کار خیر

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجید بخواند. لباس پوشید و راهی مسجد شد. در راه مسجد، مرد به زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً …

Read More »

مورچه و عسل

قطره عسلی بر زمین افتاد،مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید…باز عزم رفتن کرد،اما احساس کرد  که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد …

Read More »

چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟ استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت. شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول…! استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب …

Read More »

مناظره یک زن مومن با ابن جوزی

أَنَّ ابْنَ الْجَوْزِیِّ قَالَ یَوْماً عَلَى مِنْبَرِهِ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی، فَسَأَلَتْهُ امْرَأَهٌ عَمَّا رُوِیَ أَنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلَامُ سَارَ فِی لَیْلَهٍ إِلَى سَلْمَانَ فَجَهَّزَهُ وَ رَجَعَ فَقَالَ رُوِیَ ذَلِکَ، قَالَتْ فَعُثْمَانُ ثَمَّ ثَلَاثَهَ أَیَّامِ مَنْبُوذاً فِی الْمَزَابِلِ وَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ حَاضِرٌ. قَالَ نَعَمْ. قَالَتْ فَقَدْ لَزِمَ الْخَطَأُ لِأَحَدِهِمَا. فَقَالَ إِنْ کُنْتِ خَرَجْتِ مِنْ بَیْتِکِ بِغَیْرِ إِذْنِ زَوْجِکِ فَعَلَیْکِ …

Read More »